جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
434
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
گنبدى هم بر آن بسازند و گفتهاند كه شاه از آلبرتهال لندن نيك خوشش آمده بود و مىخواست نظير آن را در تهران بسازد ، اما بعد معلوم شد كه پايهء اين ساختمان سنگينى گنبد را كافى نيست . ازاينرو ميلهها را نصب كردند و هروقت مراسم تعزيه برگزار مىشود براى جلوگيرى از تابش آفتاب بر آن روپوشى مىكشند كه درست همان كارى است كه در آمفى تآترهاى رومى مىكردند ، هرگاه نمايش تا شام طولانى شود بوسيلهء هزاران شمع كه در شمعدانهاى بلورين بر ديوارها هست روشنائى فراهم مىشود . يك چندى هم در آنجا نور برق به كار افتاد كه بعد انصراف حاصل شد يا آنكه شايد درست از عهدهء اين كار برنيامدند . تتمهء گفتار - اينها خصائص عمدهء كاخ سلطنتى در تهران است « 1 » و من از آن جهت در اينباره به تفصيل پرداختهام كه نمونهء بارزى است از زندگانى باشكوه و جلال از يك طرف و جنبههاى مبتذل آن از سوى ديگر و همچنين مظهر ذوق و سليقهء عالى ايرانى و در عينحال در پارهاى موارد بىسليقگى شهريار ايران و شايد نيز روىهمرفته طبقهء اشراف آن سرزمين است . من باب مثال در نزد ما سخت زننده است و شايد از نظر خود ايرانيان اينطور نباشد كه اين باغ بسيار زيبا را طبيعت به استعانت هنر آدمى تا اين درجه دلپذير ساخته با تصاوير بىآب و رنگ و بدنما كه بر ديوارهاى گچى كشيدهاند احاطه شده است بدون اينكه هيچگونه توجهى به پاكيزگى كار و يا رعايت تجانس شده باشد . گوئى كودكى قلممو و ظرفى رنگ به چنگ آورده و آن نقوش را كشيده است . در گوشه و كنار اين عمارت علاوهبر آنچه ديده بودم بايد مقدارى عمده از هداياى پادشاهان اروپائى براى خشنودى فتحعلى شاه را ذكر كنم كه با بلند - نظرى و حتى بايد گفت كه بىحد و حساب اشياء و تحفههاى اروپائى از كالسكه تا اسباببازى مكانيكى به مقدار معتنابهى تقديم داشتهاند ، ولى يكى از آنها را
--> ( 1 ) - بهترين تعريفى كه در باب قصر ديدهام شرح Ursolle در كتاب « قفقاز و ايران » اوست .